ازآنجا يی
که برایهرشروعی اغلب مقدمهای لازم به
نظرمی رسد چند جملهای رابهعـنوان پيش کلام خد متخوا نند گانمحـترم عـرض می نمايم؛
نـوشتههايی که در قسـمت
[
شايد...
] از
نظـر می گذ را نيد نشان دهـنده چگونگی جهـان
بينی و تفکَر
اينجانب می باشد کهبه موارد گوناگونی کهاغـلـب ارتبا ط قابل ملا حظه ای با زند گی
روزمره
دارد، اشاره می نما يد.اين نـوشـتهها اغلب به صورت تک جـمله هايی می
باشدکه در سبک نوشتاری به آن -
جملات
کوتاه
- که همان سبک جملات
کوتاه است می گويند.
آنچه کهمسـلّم به نـظر می آيد ايـن است که اين
جهـان بينی بـيـش از هر چيز به
اگزيستانسياليسم که
یک جهان بينیفـلسـفیمی باشدمتمايل اسـت
و آنچه که طبيعی است اين است که؛
مجموعه [
شايد...
]
خالی از اشکال
نيست .
ا
ميد ا ست از
نظرا ت « صا حبـنظـرا ن » بی بهره نما نم.